جمهوری افلاطون (۱)
I went down yesterday to the Piraeus with Glaucon the son of Ariston, that I might offer up my prayers to the goddess; and also because I wanted to see in what manner they would celebrate the festival, which was a new thing. I was delighted with the procession of the inhabitants; but that of the Thracians was equally, if not more, beautiful. When we had finished our prayers and viewed the spectacle, we turned in the direction of the city; and at that instant Polemarchus the son of Cephalus chanced to catch sight of us from a distance as we were starting on our way home, and told his servant to run and bid us wait for him. The servant took hold of me by the cloak behind, and said: Polemarchus desires you to wait.
جملات بالا، ترجمه انگلیسی سرآغاز کتاب «جمهوری» هستند. کتابی که شخصیت های اصلی آن عبارتند از :
- سقراط به عنوان نقش اول کتاب و کسی که نظرات افلاطون به عنوان نویسنده کتاب، از زبان او بیان می شود.
- گلاوکن ، برادر افلاطون و فرزند آریستون.
- آدئیمانتوس ، برادر دیگر افلاطون. از کتاب دوم به بعد غالب بحث ها به صورت گفت و گوهای او و گلاوکن با سقراط است.
- پولمارکوس ، فرزندسفالوس پیر.
- سفالوس ، پدر پولمارکوس که ثروتمندی سالخورده است و تنها در ابتدای کتاب اول ، با او هستیم.
- تراسیماخوس ، فیلسوف سوفسطایی که جدّی ترین منتقد و مخالف سقراط در کتاب اول است.
داستان از آن قرار شروع می شود که سقراط به همراه گلاوکن ، پس از تماشا و ادای مناسک در جشنی که به احترام یکی از خدایان غیر آتنی در بیرون از شهر برقرار شده در حال بازگشت به شهر هستند. در این هنگام پولمارکوس که آنها را دیده ،خدمتکار خود را به سراغشان می فرستند. خدمتکار از سقراط و گلاوکن درخواست میکند قدری صبر کنند. خیلی زود پولمارکوس به همراه آدئیمانتوس و چند تن دیگر به آن دو می رسند و پولمارکوس موفق می شود سقراط را متقاعد کند تا به جای بازگشت به شهر، مهمان خانه پدری او شود.
خانه ای که پس از این ، تمام گفت و گو های کتاب در آن اتفاق خواهد افتاد.
Tags: افلاطون, اندیشه, سقراط, عدالت, فلسفه, کتاب جمهوری, یونان